سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
موسسه چاپ باران گل

موسسه چاپ باران گل
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
آخرين مطالب
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان موسسه چاپ باران گل و آدرس baranegol.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





پيوندهای روزانه

 سلام دوستان عزیز

میخوام یک مقدار درباره موسسه چاپ باران گل براتون صحبت کنم


این موسسه در دهم تیرماه 1387 با نام خدمات چاپ و پارچه نویسی سوداگر  افتتاح شد و بعداً به نام باران تغییر نامش دادم اما برای پروانه کسب که به اتحادیه صنف حروفچینی مشهد مراجعه کردم  چون بنام باران توی مشهد ثبت شده بود

بـاران گُـل  رو انتخاب کردم.       

 و در دهم تیرماه سال 90 به مغازه خودم که تازه خریده بودمش یعنی روبروی کلانتری شهید باهنر نقل مکان کردم

 

نشانی دقیق ما :

 

مشهد مقدس ـ شهرک شهید باهنر ـ بین حر 88 و 90 ـ روبروی کلانتری ـ پلاک 434

  تلفکس : 5362 396     همراه :  5653  122  0915

 

 خدماتی که ما دراین موسسه انجام میدیم از این قراره :

ا

رائه انواع هدایای تبلیغاتی از قبیل سررسید ، دفترچه تلفن ، جلد مدارک ، خودکار ، ساعت رومیزی و دیواری ، جاسوئیچی و...

چاپ افست ، سیلک ، طلاکوب بر روی انواع هدایای تبلیغاتی با بهترین کیفیت و نازلترین قیمت

چاپ کارت ویزیت ، کارت عروسی ، ترحیم و ابراز همدردی و ...

صحافی انواع جزوات ( فنری و گالینگور ) ، صحافی  قرآن های وقفی (60 و 120 پاره ) و مرمت کتاب های فرسوده

 پارچه نویسی ( مکه کربلا تسلیت ) ، چاپ بـَنـِـر و فلکسی

 

 

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 7 فروردين 1398برچسب:کارت عروسی - موسسه,چاپ ,باران,گل,خدمات, کارت,صحافی,پارچه نویسی,بنر,شهرک شهید باهنر, ] [ 16:49 ] [ محمد سوداگر ]

 

 

به انتظار تو نشستن، اشتباه ماست، به انتظار تو بايد ايستاد . . .

* * * * * * * * * * * * * * *

شنيدستم سليماني ز يک مور
قبول تحفه کرد اي مهدي نور
من آن مور ضعيف و ناتوانم
که جانم را برايت هديه دارم

* * * * * * * * * * * * * * *

اي کاش که يک دانه تسبيح تو بودم
تا دست کشي بر سر سودا زده من

* * * * * * * * * * * * * * *

اين ديده نيست قابل ديدار روي تو
چشمي دگر بده که تماشا کنم تو را
تو در ميان جمعي و من در تفکّرم
کاندر کجا روم و پيدا کنم تو را . . .

* * * * * * * * * * * * * * *

يوسف شود، آن کس که خريدار تو باشد
عيسي شود، آن خسته که بيمار تو باشد

* * * * * * * * * * * * * * *

ما را به يک کلاف نخ آقا قبول کن
يا ايّها العزيز! أبانا! قبول کن
آهي در اين بساط به غير از اميد نيست
يا نااميدمان ننما يا، قبول کن!

* * * * * * * * * * * * * * *

وقتي ميان نفس و هوس جنگ مي شود
قلبم به چشم هم زدني سنگ مي شود
آقا ببخش بس که سرم گرم زندگي است
کمتر دلم براي شما تنگ مي شود

* * * * * * * * * * * * * * *

پيک صبا دارد به لب از شوق ديدار اين سخن
بادا مبارک مقدمت يا سيدي! يابن الحسن

* * * * * * * * * * * * * * *

قدم هايت بوسه گاه چشم هايمان اي گل نرگس
جشن ميلادت کاش به ضيافت ظهور مي پيوست

* * * * * * * * * * * * * * *

بگو با خستگان، صبح سعادت سر زد از خاور 
مشام جان معطر مي شود ار نکهت دلبر 

سحر بشگفت در دامان نرجس نوگل زهرا
تبسم مي کند منجي عالم بر رخ مادر 
خدايا عيدي ما را ظهور او عنايت کن 
که ما را جز ظهور او نباشد حاجتي ديگر

* * * * * * * * * * * * * * *

نيمه شعبان گل نرگس شکفت 
چلچله از شادماني شب نخفت 

آبشار يک لحظه آرام شد، نريخت
تا که رازش با گل نرگس بگفت 
سرو حيران شد از آن فر و جلال 
ماه فرو مانده در آن حسن جمال

* * * * * * * * * * * * * * *

برخيز که حجت خدا مي آيد
رحمت زحريم کبريا مي آيد
از گلشن عسگري گذر کن که سحر
بوي گل نرگس از فضا مي آيد . . . 

 

* * * * * * * * * * * * * * *

نگار ما که آخرین سلاله ی احمد است
قائم به دین حق و همنام محمد ص است
باشد نثار وجودش، طبق طبق گل سپید
او لایق هزاران هزار صلوات بر محمد ص است 

فرستنده :سیما امید باراندوزی

* * * * * * * * * * * * * * *

 

گـفتـم که خـدا مـرا مـرادی بفـرسـت 
طــوفـان زده ام راه نجـاتـی بفرسـت 

فــرمـو د کـه بـا زمـزمـه یـا مـهـــدی
نـذر گـل نرگــس صـلـواتی بـفــرسـت 
هر جـمعه اي کــه مي گذرد از کـنـار مـن 
افــزوده مي شود بـه تب انتـــظار مـن 
هر صبحدم که مي دمد از مشرق آفتاب
دارم امـیــــد اینکــه بیــاید نـگـار مــن 
عمــرم کــفاف دیـدن روی تــرا نـــداد 
باشـد که بـعد من گذری بر مـزار من

* * * * * * * * * * * * * * *

بــوی عـطــر یــار دارد جمـعه ها
وعــــده دیـــدار دارد جمــعه ها
جمــعـه هـا دل یاد دلبـر مـی کنـد
نغمه یا ابـن الـحسن سر مـی کنـد 

* * * * * * * * * * * * * * *

طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني
زسمت مشرق جغرافياي عرفاني
دوباره پلك دلم مي پرد نشانه چيست
شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني 
كسي كه سبزتر از هزار بار بهار 
كسي شگفت كسي آن چنان كه مي داني 

* * * * * * * * * * * * * * *

گر پرده ز رخ باز نمايد مهدي (عج)
از خلق جهان دل بربايد مهــــــدي(عج)
اي شيعه چنان منتظر مولي باش 
گويي كه همين جمعه بيايد مهدي(عج) 

* * * * * * * * * * * * * * *

عاقبت او ظهور خواهـــــــــــد كرد 
خاك را غرق نور خواهد كرد 
روزي از اين كوير،اين برهـــــــــوت 
ابر رحمت عبور خواهــد كرد 
دل مارا كه خشك و پژمرده است 
همــــچو باغ بلور خواهد كرد 
آه مي آيد او كه لبخنــــــــــــــدش
عاشقان را صبـــور خواهد كرد 
سينه ها را ز كينه خواهد شست 
غصه ها را بدور خواهـــــد كرد 
آه سوگند ميـــــــــــــــخورم ايدل 
عاقبت او ظهور خواهــــــد كرد

 

* * * * * * * * * * * * * * *

در جواني شده ام از غم اين دوران پير
ليكن از عشق تو اي يار نميگردم سير
منم آن ذره، كه بر دامن تو چنگ زدم
اي كه شد پرتو مهر و كرمت عالمگير
بهر تسخير جهان، جنگ دگر لازم نيست
چون كه زيبايي تو، كرده جهان را تسخير
نرود ياد تو، با مردنم، از خاطر من
چون وجودم همه با مهر تو شد، نقش‌پذير

* * * * * * * * * * * * * * *

از نور تو روشن، ملكا ديدة «نرگس»
دل مي‌كند از هر چمني بوي تو را حس
وصف الف قامت تو درس مدارس
آن گوهر يكدانة ناياب تويي تو
ما جمله نيازيم و، تو سرچشمة نازي
اي قلب جهان، كنز نهان، معدن رازي
عالم همه چون معبد و ، تو روح نمازي
آن قائم استاده به محراب تويي تو
مانند تو كس چهرة دلخواه ندارد
زيبايي رخسار تو را ماه ندارد
آنجا كه تويي، نكهت گل راه ندارد
ظاهر همه جا، غائب سرداب تويي تو
هر ديده كه خواهد نگرد نور خدا را
پس بنگرد آن آينة غيب نما را
گرديم پي‌ات، خيف و منا، مروه صفا را
منظور دل از عالم اسباب تويي تو

* * * * * * * * * * * * * * *

مهديا! گل نه از اين جهت به سينه زنم
كه لطيف و ، معطر و ، زيباست
بلكه چون گل شبيه صورت توست
زين جهت جاي او به سينه ماست

* * * * * * * * * * * * * * *

ديده هر چند كه از ديدن تو محروم است
پرتو حسن تو بر اهل نظر معلوم است
شعله عشق تو از چهره زردم پيداست
گرچه در پرده دل راز غمت مكتوم است
اي خوش آن دم كه چو گل با لب خندان آئي
كه دل منتظران بي تو بسي مغموم است
دل بشكسته به دست تو شود باز درست
اي‌كه در پنجة مهر تو دلم چون موم است
اي هما، بر دل ويرانة ما سايه فكن
تا كريزد غم دنيا كه چو جغدي شوم است
صبح اميد توئي در شب ظلماني ما
ياد تو ماية تسكين دل مظلوم است

* * * * * * * * * * * * * * *

از حسد، رنگ ز رخسارة مهناب پريد
ز آن تجلي كه تو در دامن شبها داري
باز محراب عبادت به تو آغوش گشود
مگر اي قبلة جان قصد مصلي داري

 

 

* * * * * * * * * * * * * * *

بيا كه بي رخ تو طاقتي ندارم من
به غير ديدن تو حاجتي ندارم من
گل هميشه بهارم تو هستي و بي‌تو
به سير باغ چمن رغبتي ندارم من
به غير نقش ولاي تو از ازل اي دوست
به لوح سينه خود زينتي ندارم من
گذشت عمر من چشم من بر راه
بيا اميد دلم، فرصتي ندارم من
به جان فاطمه (س) هرگز مران مرا زين در
كه غير تو به كسي الفتي ندارم من
مرا به رسم غلامي قبول كن مولا
اگر كه روسيه‌ام قيمتي ندارم من

* * * * * * * * * * * * * * *

مهــدی اگر از منـتــظـرانــت بــودیــم
چون دیده ی نرگس نـگـرانـت بـودیــم
با این همه رو سیاهی و سنگ دلی 
ای کاش که از هم سفرانت بودیم

* * * * * * * * * * * * * * *

در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار

* * * * * * * * * * * * * * *

به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم ...

* * * * * * * * * * * * * * *

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد
یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ...

* * * * * * * * * * * * * * *

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی............چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن..............خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم نه؛ ولی................................برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام.......................دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی

* * * * * * * * * * * * * * *

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

* * * * * * * * * * * * * * *

سئوالی ساده دارم از حضورت من آیا زنده ام وقت ظهورت

* * * * * * * * * * * * * * *

اگر که آمدی من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایم در رکاب تو بمیرم

* * * * * * * * * * * * * * *

هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به سینه بی قرار است

* * * * * * * * * * * * * * *

کاش می شد در میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
میلاد نور پیشاپیش مبارک

 

 

* * * * * * * * * * * * * * *

به امید روزی که متن تمام اس ام اس ها یک جمله باشد و آن : مهدی آمد

* * * * * * * * * * * * * * *

سر راهت در انتظارم ..... برده هجرت صبر و قرارم ...... جز ظهورت ای گل زهرا ..... به خدا حاجتی ندارم کجایى اى همیشه پیدا از پس ابرهاى غیبت؟

* * * * * * * * * * * * * * *

سوسوی ستارگان آسمان در التهاب انتظار فرج توست
پس بیا و آسمان و زمین را گلستان کن که این خانه ، خانه توست

* * * * * * * * * * * * * * *

ای مدنی برقع و مکی نقاب *** سایه نشین چند بُوَد آفتاب؟
منتظران را به لب آمد نفس *** ای ز تو فریاد، به فریاد رس

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ مبارک باد میلاد تو، ای معراج خاکیان و ای سراج افلاکیان؛ ای آینه ایمان، یا صاحب الزمان!

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ میلادت مبارک باد، ای سپیده پنهان که اهل زمین در آرزوی بوی بهشتی تو، هماره دعای فرج را زمزمه می کنند!

* * * * * * * * * * * * * * *

میلاد مهدی(عج) سفینه نجات و امید حیات، بر عاشقانش مبارک باد!

* * * * * * * * * * * * * * *

امام حسین(ع) فرمودند: «اگر زمان او (مهدی(عج)) را درک کنم، در تمام عمرم به او خدمت خواهم کرد».

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ یا مهدی(عج)! ای نقطه شروع شفق، ای مجری حق! میلاد تو، قصیده بی انتهایی است که تنها خدا بیت آخرش را می داند؛ بیا و حُسن ختام زمان باش!

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ مهدی(عج)، شمشیری از شمشیرهای خداوند است که در عالی ترین جایگاه سیادت و برترین منزلت قرب خداوندی است.

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ میلاد حجت خدا، دوازدهمین ساغر الهی بر منتظران جمالش مبارک باد!

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ میلاد ستاره سهیل آسمان امامت، تداعی کننده شادی لحظه طلوع طلعت نورانی اوست.

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ مهدی(عج)، بوستانی است از سرو رشید نرگس، از سلاله یاس فاطمه و از ریشه گل های محمدی.

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ خجسته باد بزم قدسیان در صبحی که آفتاب زمین و آسمان به زیر سقف خانه نرگس طلوع می کند.

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ شب میلاد تو، هنگامه گشودن پنجره های امید است به روی بغضِ ستم دیدگان بی پناه تاریخ.

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ میلاد مهدی(عج)، تصنیف سرخ ترانه های انتظار، بر عموم مسلمین جهان مبارک باد!

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ میلاد مهدی(عج)، مشعل هدایت و روشن گری، مبیّن حقیقت، بر اهل طریقت مبارک باد!

* * * * * * * * * * * * * * *

ـ ای ماه فاطمه! به آن امید که از افق نور بازگشت تو را دریابم، همه شب ستاره می شمارم تا صبح دیدارت فرا رسد.


* * * * * * * * * * * * * * *

دردِ تو را به تنهایی نمی‏کشم که تمام سنگریزه‏های زمین، منتظر گام‏های تواَند تا کوه شوند و پرچم تو را در اوج عشق خود برافرازند و آن وعده محتوم، چه نزدیک است؛ اگر عاشق باشی!

* * * * * * * * * * * * * * *

همه هست آرزویم که بیینم از تو رویی *** چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننموده‏ای و ببینم *** همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

* * * * * * * * * * * * * * *

- آقا جان! حيف نيست ماه شب چهارده پشت ابرهاي تيره و پاره پاره پنهان بماند؟ حيف نيست ديده را شوق وصال باشد ولي فروغ ديده نباشد؟!

* * * * * * * * * * * * * * *

- مهدي جان! به روسياهي‌مان نگاه نکن و به دستهايمان که خالي و گنهکارند، قلبمان را ببين که هر روز، صبح و شام تو را مي‌خوانند.

* * * * * * * * * * * * * * *

- تو خواهى آمد و ياس‏ها و نيلوفرهاى «سركش‏» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل ياس‏هاى كبود خواهد بود.

* * * * * * * * * * * * * * *

- مهدي جان بيا و دنياى دل را به بوى خوش فطرت پر كن. دل‏هايى كه همواره در سرزمين نيمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مكاشفه پرواز مى‏كنند.

- چه انتظارعجيبي ! ? 
تو بين منتظران هم عزيزمن ، چه غريبی ! ? 
عجيب تر كه چه آسان نبودنت شده عادت . . . 
چه خوش است من بمیرم به ره ولای مهدی 
سروجان بهانداردكه كنم فدای مهدی 
همه نقد هستی خود بدهم به صاحب جان 
كه یكی دقیقه بینم رخ دلگشای مهدی 
چه كنم چه چاره سازم كه دل ِ رمیده من 
نكند هوای دیگربه جزازهوای مهدی 
نه هوای كعبه دارم نه صفاومروه خواهم 
كه ندارداین مكان ها به خدا صفای مهدی 
من دل شكسته هردم،به امید در نشستم 
كه مگر عیان ببینم قد دلربای مهدی 
دل من تپدبه سینه به امیدروزگاری 
"كه گذشت گاه محنت"شنوم زنای مهدی 

فرستنده : محمد طائی

    

من بيچاره كجا،وصل رخ يار كجا ؟
سگ ولگرد كجا، 
وصال دلدار كجا ؟ ، 
روسياهم كه مرا 
عاشق تو ميدانند، 
غربتت بس كه مرا 
ياورتوميخوانند ... 
شایدآنروزكه سهراب نوشت : 
تاشقایق هست زندگی بایدكرد، 
خبري ازدل پردردگل یاس نداشت. 
بایداينطورنوشت : 
هرگلی هم باشد،چه شقایق چه گل پیچك ویاس، 
تانیایدمهدي، 
زندگی دشواراست... 

فرستنده : محمد طائی

     

بر دل بی کس ما یار و کسی آمده است/ بر دعاهای همه ملتمسی آمده است/ هاتفی داد ندا برهمه ی مرده دلان/ مژده ای دل که مسیحا نفسی آمده است.... 

فرستنده : مجتبی کاظمی

* * * * * * * * * * * * * * *

سرخوش آن عيدي كه آن باني نوراز كنار كعبه بنمايد ظهور/ قلبها را مهر هم عهدي زند/ از حرم بانگ أناالمهدي زند 

فرستنده : مجتبی کاظمی

* * * * * * * * * * * * * * *

اگر دلهايمان تاريك و ظلماني نميگرديد/ امامت هم عيان ميگشت و پنهاني نميگرديد/ به قدر تشنگي گر تشنه امر فرج بوديم / خدا داند فرج اينگونه طولاني نميگرديد.... 

فرستنده : مجتبی کاظمی

* * * * * * * * * * * * * * *

آقابیابه خاطرباران ظهورکن/ ماراازاین هوای سراسیمه دورکن/ وقتی برای بدرقه عشق می روی/ از کوچه های خسته ما هم عبور کن. 

فرستنده : مجتبی کاظمی

* * * * * * * * * * * * * * *

زمستان‎ ‎خسته شدازبي بهاري,جهان‎ ‎مي لرزدازاين بي قراري‎ ‎گمانم جمعه اي باقى نمانده.خداياتابه كي چشم‎ ‎انتظاري 

فرستنده : مجتبی کاظمی

* * * * * * * * * * * * * * *

گفتم كه خدا مرا مرادى بفرست، طوفان زده ام راه نجاتى بفرست، فرمود كه با زمزمه يا مهدى(عج)، نذر گل نرگس صلواتى بفرست. 

فرستنده : مجتبی کاظمی

    

"مولاجان یاصاحب الزمان"
همه مشغول خود و 
كارخود ويارخودند .. 
مدعی هست فراوان و 
كسی يارتو نيست ..... 
سپري ميشود اين ظلم و عدوميبازد، 
مي رسد آنكه خداوند به او مينازد 
باشد آنروز ببينند همه خلق جهان، 
دربقيع حضرت مهدي حرمي ميسازد 

فرستنده : مهدی روحی

* * * * * * * * * * * * * * *

كاش مهدي به جهان چهره هويدا ميكرد/ گره ازمشگل پيچيده ما وا ميكرد/ كاش مي آمد وباآمدنش از سرلطف/ قبرمخفي شده فاطمه پيدامي كرد 

فرستنده : مهدی روحی

* * * * * * * * * * * * * * *

يابن الحسن : مابي توهزارداغ يك دل داريم،برحادثه هااميدباطل داريم،يك روزدو روزنيست اين مشكل ما،ماسيصدوشصت وپنچ مشكل داريم. 

فرستنده : مهدی روحی

* * * * * * * * * * * * * * *

کاش این دل خسته را خدا جان میداد / آشفتگی ام را سروسامان میداد / ای کاش سوار عشق در عرصه دل / می آمد و فاتحانه جولان میداد. 
برچهري دلرباي مهدي صلوات 

فرستنده : مهدی روحی

      

بخوان دعاي فرج رادعا اثردارد 
دعاكبوترعشق است كه بال وپردارد 
بخوان دعاي فرج راكه یوسف زهرا 
زپشت پرده غیبت به مانظردارد 

فرستنده : محسن رحمتی

* * * * * * * * * * * * * * *

یامهدی
ساعات عمرمن همگی غرق غم گذشت 
دست مرا بگیر که آب ازسرم گذشت 
مانند مرده ای متحرک شدم، بیا 
بی توتمام زندگی ام درعدم گذشت 

فرستنده: محسن رحمتی

* * * * * * * * * * * * * * *

يااباصالح:

هيچ سنگي نشودسنگ صبورت آقا 
تكيه بركعبه بزن كعبه تحمل دارد. 
يابن الحسن:گفتندخلایق که تویی یوسف ثانی 
چون نیک بدیدم به حقیقت 

به ازآني

فرستنده: محسن رحمتی

* * * * * * * * * * * * * * *

چه روزهاكه يك بيك 
غروب شدنيامدي 
چه بغضهاكه درگلورسوب شدنيامدي 
تمام طول هفته رادرانتظارجمعه ام 
دوباره صبح،ظهرنه غروب شدنيامدي. 
عجل فرجه 

فرستنده : محسن رحمتی

* * * * * * * * * * * * * * *

شاهى كه خدا حجت خود خوانده به قرآن 
از دامن نرجس شده چون ماه نمایان 
خشنود دل فاطمه در خلد برین است 
چون خلد برین از قدمش روى زمین است 

فرستنده : رضا

* * * * * * * * * * * * * * *

در پانزده ماه گرانمایه شعبان 
آمد به جهان جان جهان خسرو خوبان 
شد ماه ز انوار رخش سر به گریبان 
وز مقدم او نعمت حق گشت فراوان 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 6 خرداد 1393برچسب:پیامک , اس ام اس , پیام , امام زمان, پیامک امام زمان, ] [ 7:14 ] [ محمد سوداگر ]

 دانلود فایل صوتی خطبه غدیر

برای دانلود فایل صوتی بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

فصل اول

فصل دوم

فصل سوم

فصل چهارم

فصل پنجم

فصل ششم

فصل هفتم

فصل هشتم

فصل نهم

فصل دهم

فصل یازدهم

 

برای دانلود فایل متن خطبه بر روی لینک زیر کلیک کنید :

دانلود با لینک مستقیم

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ شنبه 15 تير 1392برچسب:دانلود خطبه غدیر - فایل صوتی خطبه غدیر - خطبه غدیر - غدیر, ] [ 19:0 ] [ محمد سوداگر ]

 

 

متن عربی و ترجمه فارسی خطبه غدیر

 

 

متن عربی و ترجمه فارسی خطبه غدیر

 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ‏


5185209330183138951584439320023166236 دانلود فایل صوتی ، متن عربی و ترجمه فارسی خطبه غدیر(۱) بخش اول: حمد و ثنای الهی

  ۱- اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ وَدَنا فى تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فى سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فى اَرْکانِهِ، وَاَحاطَ بِکُلِّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً وَ هُوَ فى مَکانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ کُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ).

 [۱] ستایش خدای را سزاست که در یگانه گی اش بلند مرتبه و در تنهای اش به آفریدگان نزدیک است. سلطنتش پر جلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است، بر همه چیز احاطه دارد بی آنکه مکان گیرد و جابه جا شود و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده وخواهد بود ، مجد و بزرگی او را پایانی نیست آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست .


 
۲- بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَداحِى الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُالْأَرَضینَ وَالسّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلى جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلى جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ. کَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ.لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ.

[۲] اوست آفریننده ی آسمان ها و گستراننده ی زمین ها و حکمران آنها . دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر. هموست پروردگار فرشتگان و روح ، افزونی بخش بر آفریدگان ، و بخشنده ی بر همه موجودات است ، به نیم نگاهی دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند .کریم و بردبار و شکیباست .

رحمتش جهان شمول و عطایش منت گزار در انتقام و کیفر سزاواران عذاب بی شتاب است .


 
۳- قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَکْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَىْ‏ءٍ، والغَلَبَةُ على کُلِّ شَى‏ءٍ والقُوَّةُ فى کُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلى‏ کُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَىْ‏ءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّىْ‏ءِ حینَ لاشَىْ‏ءَ دائمٌ حَىٌّ وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَکیمُ.

[۳] بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا ، پوشیده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن است .بر هر هستی فراگیر و چیره . نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه ی اوست ، او را همانندی نیست .

در تاریکستان لاشیء او هستی بخش هر هستی است جاودانه و زنده و عدل گستر ، خداوندی جز او نباشد و اوست ارجمند و حکیم .


 
۴- جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِکَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ. لایَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ کَیْفَ هُوَمِنْ سِرٍّ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلى‏ نَفْسِهِ.

[۴] دیده ها رابر او راهی نیست و اوست که دیده ها را دریابد و اوست بر پنهانی ها آگاه و بر کارها دانا ، از دیدن ، کسی وصفش را نیابد و بر چگونگی او از نهان و آشکار دست نیازد مگر او-عز وجل –راه نماید و خود را بشناساند.


 
۵- وَأَشْهَدُ أَنَّهُ اَللَّهُ ألَّذى مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذى یَغْشَى الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذى یُنْفِذُ أَمْرَهُوَ بِلامُشاوَرَةِ مُشیرٍ وَلامَعَهُ شَریکٌ فى تَقْدیرِهِ وَلایُعاوَنُ فى تَدْبیرِهِ.

[۵] گواهی می دهم که او « الله » است همو که تنزهش سراسر روزگاران را فرا گرفته و پرتوش ابدیت را شامل است . فرمانش را بی مشاور اجراکند و تقدیرش را بی شریک امضاء وهستی را بی یاور سامان دهد ،


 ۶- صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلى‏ غَیْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَکَلُّفٍ وَلاَ احْتِیالٍ. أَنْشَأَها فَکانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ. فَهُوَاللَّهُ الَّذى لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذى لایَجُوُر، وَالْأَکْرَمُ الَّذى تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ.

[۶] صورت آفرینش اورا الگویی نبوده ، آفریدگان را بدون یاور و سختی و حیله ، هستی بخشیده است جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است .
پس اوست « الله » و معبودی جز او نیست هم او که صنعش استوار و ساختمان آفرینش اش زیباست . دادگری که ستم روا نمی دارد و بخشنده ترین که کارها به او باز می گردد.

 

۷- وَأَشْهَدُ أَنَّهُ اللَّهُ الَّذى تَواضَعَ کُلُّ شَىْ‏ءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ کُلُّ شَىْ‏ءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ کُلُّ شَىْ‏ءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ کُلُّ شَىْ‏ءٍ لِهَیْبَتِهِ.

[۷] و گواهی می دهم که او الله است که هر هستی در برابر بزرگی اش فروتن و در مقابل ارجمندی اش رام و به توانایش تسلیم و به هیبت اش خاضع است .

 
۸- مَلِکُ الْاَمْلاکِ وَ مُفَلِّکُ الْأَفْلاکِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، کُلٌّ یَجْرى لاَِجَلٍ مُسَمّىً. یُکَوِّرُالَّلیْلَ عَلَى‏النَّهارِ وَیُکَوِّرُالنَّهارَ عَلَى الَّلیْلِ یَطْلُبُهُ حَثیثاً. قاصِمُ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِکُ کُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ.

 

[۸] پادشاه هستی ها و چرخاننده ی سپهرها و رام کننده ی آفتاب و ماه که هریک تا اجل معین جریان یابند .

او پرده ی شب را به روز و پرده ی روز را به شب –که شتابان در پی شب است -(اعراف/۵۴) به پیچد هم او شکننده ی هر ستمگر باطل گرا و نابود کننده ی هر شیطان سرکش است ،


 
۹- لَمْ یَکُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَم یلِد و لَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ یَشاءُ فَیُمْضی، وَیُریدُ فَیَقْضی، وَیَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی، وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَیُضْحِکُ وَیُبْکی، (وَیُدْنی وَ یُقْصی) وَیَمْنَعُ وَ یُعْطى، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌ.

[۹] نه او را ناسازی باشد و نه برایش مانند و انبازی، یکتا وبی نیاز ، نه زاده و نه زائیده شده و او را همتایی نبوده (سوره اخلاص)، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است . بخواهد به انجام رساند ، اراده کند و حکم نماید ، بداند و بشمارد ، بمیراند و زنده کند ، نیازمند و بی نیاز فرماید ، بخنداند و بگریاند نزدیک آورد و دور برد ،باز دارد و عطا کند اوراست پادشاهی و ستایش ، به دست توانای اوست تمام نیکی و هم اوست بر همه چیز توانا.


 
۱۰- یُولِجُ الَّلیْلَ فِى النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فىِ الَّلیْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزیزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجیبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِى الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذى لایُشْکِلُ عَلَیْهِ شَىْ‏ءٌ، وَ لایَضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ. اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ. الَّذِى اسْتَحَقَّ مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یَشْکُرَهُ وَیَحْمَدَهُ (عَلى‏ کُلِّ حالٍ). 

 

[۱۰] شب را در روز و روز را در شب فرو برد ،جز او خداوندی نباشد گرانقدر و آمرزنده ،پذیرنده ی دعا و افزاینده ی عطا، برشمارنده نفس ها و پروردگار پری و انسان ، چیزی بر او مشکل ننماید .

فریاد فریاد کنندگان ، او را آزرده نکند و اصرارِ اصرار کنندگان او را به ستوه نیاورد .نیکوکاران را نگاهدار و رستگاران را یار ، مومنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است ،هم او که در همه ی احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.

 

 ۱۱- أَحْمَدُهُ کَثیراً وَأَشْکُرُهُ دائماً عَلَى السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائکَتِهِ وکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطیعُ وَأُبادِرُ إِلى‏ کُلِّ مایَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فى طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ اللَّهُ الَّذى لایُؤْمَنُ مَکْرُهُ وَلایُخافُ جَورُهُ.

[۱۱] او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم در شادی ورنج و آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می کنم وبه سوی هرآنچه مایه ی خوشنودی اوست ، می شتابم و به حکم و فرمان او تسلیم ،چرا که به فرمان بری او شایق واز کیفر او ترسانم زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از ستم اش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست).


 
(۲)بخش دوم: فرمان الهی برای مطلبی مهم

 ۱۲- وَأُقِرُّلَهُ عَلى‏ نَفْسى بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّى ما أَوْحى بِهِ إِلَىَّ حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بى مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّى أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ – لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ – لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنى أَنِّى إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لى تَبارَکَ وَتَعالَى الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَاللَّهُ الْکافِى الْکَریمُ. فَأَوْحى إِلَىَّ: (بِسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا أَیُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ــ فى عَلِىٍّ یَعْنى فِى الْخِلاَفَةِ لِعَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ ــ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ).

 [۱۲] و اکنون به بندگی خویش و پروردگاری او گواهی میدهم ، و وظیفه ی خود را در آنچه وحی شده انجام میدهم مباد از سوی او عذابی فرود آید که کسی را یارای دور ساختن آن از من نباشد هرچند توانش بسیار ، دوستی اش – با من – خالص باشد. خداوندی جز او نیست. چرا که به من هشدار داده که اگر آنچه در حق علی نازل کرده ،به مردم ابلاغ نکنم ، وظیفه ی رسالتش را انجام نداده ام و خود او –تبارک وتعالی– امنیت از آزار مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است . پس آنگاه خداوند چنین وحی ام فرمود:

 

«به نام خداوند همه مهر مهرورز ای فرستاده ی ما آنچه از سوی پروردگارت درباره علی و جانشینی او بر تو فرو فرستادیم به مردم برسان وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای و او تو را از آسیب مردمان نگاه میدارد ..»(مائده/۶۷).

 

۱۳- مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فى تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى إِلَىَّ، وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَکُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآیَةِ: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَىَّ مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنى عَنِ السَّلامِ رَبّى – وَ هُوالسَّلامُ – أَنْ أَقُومَ فى هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِىَّ بْنَ أَبى طالِبٍ أَخى وَ وَصِیّى وَ خَلیفَتى (عَلى‏ أُمَّتى) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدى، الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى‏ إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِىَّ بَعْدى وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ، وَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالى‏ عَلَىَّ بِذالِکَ آیَةً مِنْ کِتابِهِ (هِىَ): (إِنَّما وَلِیُّکُمُ‏اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ و وَیُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ)، وَ عَلِىُّ بْنُ أَبى طالِبٍ الَّذى أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى‏الزَّکاةَ وَهُوَ راکِعٌ یُریدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فى کُلِّ حالٍ.

[۱۳] هان مردمان ! در تبلیغ آنچه خداوند بر من نازل فرموده کوتاهی نکرده ام و اکنون سبب نزول آیه را بیان می کنم : همانا جبرئیل از سوی سلام پروردگارم –که تنها او سلام است – سه مرتبه بر من فرود آمد و فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابیطالب برادر وصی و جانشین من در میان امت و امام پس از من است هم او که جایگاه اش نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است مگر این که پیامبری پس از من نخواهد بود و او پس از خدا و رسول او صاحب اختیار شماست و خداوند تبارک و تعالی آیه ای بر من نازل فرموده که « همانا تنها ولی و سرپرست و صاحب اختیار شما خداوند و پیامبرش و موءمنانی اند که نماز به پا می دارند و در رکوع زکات می پردازند …» (مائده/۵۵) و قطعاً علی بن ابیطالب نماز بر پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است .

 

۱۴- وَسَأَلْتُ جَبْرَئیلَ أَنْ یَسْتَعْفِىَ لِىَ (السَّلامَ) عَنْ تَبْلیغِ ذالِکَ إِلیْکُمْ – أَیُّهَاالنّاسُ – لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَکَثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ اللّائمینَ وَ حِیَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ، الَّذینَ وَصَفَهُمُ‏اللَّهُ فى کِتابِهِ بِأَنَّهُمْ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَیْسَ فى قُلوبِهِمْ، وَیَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَاللَّهِ عَظیمٌ.

[۱۴] و من از جبرئیل در خواستم که از خداوند سلام اجازه کند و مرا از ماموریت تبلیغ به شما معاف دارد زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسه ملامت گران و مکر مسخره کنندگان اسلام را میدانم همانان که خداوند در وصفشان در کتاب خود فرموده : «…به زبان می گویند آن را که در دلهایشان نیست و آن را اندک و آسان می شمارند حال آنکه نزد خداوند بس بزرگ است…»(نور/۱۵)

 

۱۵- وَکَثْرَةِ أَذاهُمْ لى غَیْرَ مَرَّةٍ حَتّى‏ سَمَّونى أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّى کَذالِکَ لِکَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیّاىَ وَ إِقْبالى عَلَیْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّى) حَتّى‏ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فى ذالِکَ (وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذونَ النَّبِىَّ وَ یَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ ـ (عَلَى‏الَّذینَ یَزْعَُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) ـ خَیْرٍ لَکُمْ، یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ وَ رحْمَةٌ لِلَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ و الَّذینَ یُؤذُنَ رَسوُلَ اللهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ) . وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّىَ الْقائلینَ بِذالِکَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّیْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلکِنِّى وَاللَّهِ فى أُمورِهمْ قَدْ تَکَرَّمْتُ.

[۱۵] و نیز از آن روی که منافقان بارها مرا آزار رسانیده اند تا بدان جاکه مرا اذن (سخن شنو و زود باور ) نامیده اند به خاطر همراهی افزون و تمایل و پذیرش علی از من و توجه ویژه ی من به او ،تا بدان جا که خداوند آیه ای فرو فرستاد (توبه/۶۱) « و از آنان اند کسانی که پیامبر خدا را آزرده ، گویند او سخن شنو و زود باور است بگو آری او سخن شنو ست بر علیه آنان که گمان می کنند او تنها سخن می شنو د –لیکن به خیر شماست او(پیامبر) به خدا ایمان دارد و اهل ایمان را تصدیق کرده راستگو می انگارد و همو رحمت است برای ایمانیان شما و البته برای آنان که او را ازار دهند عذابی دردناک خواهد بود…»

 

و اگر می خواستم نام گویندگان چنین سخن را بر زبان آورم و به آنان اشارت کنم و مردمان را به سویشان هدایت کنم ( که آنان را شناسایی کنند ) میتوانستم.لیکن به خدا سوگند در کارشان کرامت نموده لب فرو بستم .

 

۱۶- وَکُلُّ ذالِکَ لایَرْضَى اللَّهُ مِنّى إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ)، ثُمَّ تلا: (یا أَیُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ – فى حَقِّ عَلِىٍّ – وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ).

 

[۱۶] با این حال خداوند از من خشنود نخواهد شد مگر فرمان او را در حق علی به شما ابلاغ کنم . آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین خواند :


«…ای پیامبر ! آنچه –در حق علی – از سوی پروردگارت بر تو فرود آمده ابلاغ کن و گرنه رسالت او را انجام نداده ای و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد …»(مائده/۶۷)


 
(۳) بخش سوم: اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام

 ۱۷- فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ (ذالِکَ فیهِ وَافْهَموهُ وَاعْلَمُوا) أَنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَى الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَى التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَى الْبادى وَالْحاضِرِ، وَ عَلَى‏الْعَجَمِىِّ وَالْعَرَبىِّ، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوکِ وَالصَّغیرِ وَالْکَبیرِ، وَ عَلَى‏الْأَبْیَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلى‏ کُلِّ مُوَحِّدٍ، ماضٍ حُکْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَاللَّهُ لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ.

 [۱۷] هان مردمان ! بدانید این آیه درباره اوست ژرفای آن را بفهمید و بدانید که خداوند او را سرپرست و امام شما قرار داده و پیرویش را بر مهاجران و انصار واجب کرده و بر پیروان آنان در نیکی ، و بر صحرانشینان و شهروندان ،و بر عجم و عرب و آزاد و برده و کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و هر یکتا پرست.
(هشدار) اجرای فرمانش لازم ، امرش نافذ ، ناسازگارش رانده ، پیرو و باور کننده اش در مهر است البته که خداوند او و شنوایان سخن اش و پیروان راهش را آمرزیده است .

 

 ۱۸- مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فى هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطیعوا وَانْقادوا لاَِمْرِ(اللَّهِ) رَبِّکُمْ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاکُمْ وَإِلاهُکُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیُّهُ الُْمخاطِبُ لَکُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدى عَلىٌّ وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ بِأَمْرِاللَّهِ رَبِّکُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فى ذُرِّیَّتى مِنْ وُلْدِهِ إِلى یَوْمٍ تَلْقَوْنَ اللَّهَ وَرَسولَهُ.

[۱۸] هان مردمان ! برای آخرین بار در این اجتماع به پا ایستاده (با شما سخن می گویم) سخنم را شنیده پیروی کنید و فرمان پروردگارتان را گردن گذارید که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و سرپرست و معبود شماست و سپس سرپرست شما ، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون با شما سخن می گوید و پس از من به فرمان او ، علی ولی و امام شماست و سپس امامت ، در فرزندان من از نسل علی خواهد بود تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید .


 
۱۹- لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ اللَّهُ (عَلَیْکُمْ) وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَاللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِى الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَیْتُ بِما عَلَّمَنى رَبِّى مِنْ کِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَیْهِ.

[۱۹] روا نیست مگر آنچه خدا و رسول و امامان روا دانند و ناروا نباشد مگر آنچه آنان ناروا دانند ، و خداوند عز و جل هم روا و هم ناروا را بمن شناسانده و من آموخته هایم را از کتاب خدا و حلال وحرام او را در اختیار علی گذاشته ام.


 
۲۰- مَعاشِرَالنّاسِ،(فَضِّلُوهُ). مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ‏اللَّهُ فِىَّ، وَ کُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فى إِمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ (الَّذى ذَکَرَهُ اللَّهُ فى سُورَةِ یس: (وَ کُلَّ شَىْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فى إِمامٍ مُبینٍ).

[۲۰] هان مردمان !او را برتر دانید ، هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند در جان من نبشته و من تمامی آن را در جان علی امام پرهیزگاران ضبط کرده ام ،و دانشی نبوده مگر اینکه آن را به علی آموخته ام او پیشوای روشنگر است که خداوند در سوره یاسین از او گفتگو کرده :« و علم هر چیز را در امام مبین برشمرده ایم…»( یس / ۱۲)


 
۲۱- مَعاشِرَالنَّاسِ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلاتَسْتَنْکِفُوا عَنْ وِلایَتِهِ، فَهُوَالَّذى یَهدی إِلَى الْحَقِّ وَیَعْمَلُ بِهِ، وَیُزْهِقُ الْباطِلَ وَیَنْهى عَنْهُ، وَلاتَأْخُذُهُ فِى‏اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ.

[۲۱] هان مردمان ! او را فراموش نکنید و از امامتش رو برنتابید و از سرپرستیش نگریزید چرا که شما را به درستی و راستی خوانده و خود نیز بدان عمل می کند ، او باطل را نابود و شما را از آن باز دارد و هرگز نکوهش نکوهش گران او را از کار باز ندارد .


 
۲۲- أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ (لَمْ یَسْبِقْهُ إِلَى الْایمانِ بى أَحَدٌ)، وَالَّذى فَدى رَسُولَ‏اللّهِ بِنَفْسِهِ، وَالَّذى کانَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ وَلا أَحَدَ یَعْبُدُاللّهَ مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَیْرُهُ.

[۲۲] او نخستین مومن به خدا و رسول اوست و کسی در ایمان به من از او سبقت نجسته و همو جان خود را فدای رسول خدا کرده با او همراه بو ده است تنها او همراه رسول خدا عبادت می کرد و جز او از مردان کسی چنین نبو د . 


 
۲۳- (أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَاللّهَ مَعى. أَمَرْتُهُ عَنِ‏اللّهِ أَنْ یَنامَ فى مَضْجَعى، فَفَعَلَ فادِیاً لى بِنَفْسِهِ).

[۲۳] علی اولین نماز گزار و پرستش کننده ی همراه من است از جانب خدا وند به او دستور دادم تا (در شب هجرت )در بستر من بیارامد و او نیز فرمان برده پذیرفت که جان خود را فدای من کند .


 
۲۴- مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ اللّهُ، وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللّهُ.

[۲۴] هان مردمان ! او را برتر بدانید که خداوند او را برتری داده و پیشوایی او را پذیرا با شید که خداوند او را (به امامت )نصب کرده است .


 
۲۵- مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ اللّهِ، وَلَنْ یَتُوبَ اللّهُ عَلى أَحَدٍ أَنْکَرَ وِلایَتَهُ وَلَنْ یَغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَى اللَّهِ أَنْ یَفْعَلَ ذالِکَ بِمَنْ خالَفَ أَمْرَهُ وَأَنْ یُعَذِّبَهُ عَذاباً نُکْراً أَبَدَا الْآبادِ وَ دَهْرَ الدُّهورِ. فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفوهُ. فَتَصْلُوا ناراً وَقودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ.

[۲۵] هان مردمان ! او امام از جانب خداست و خداوند هرگز توبه ی منکر اورا نپذیرد و چنین کسی را نیامرزد این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار با امامت علی ،و حتماً او را به عذاب دردناک جاودانه کیفر خواهد کرد . پس ، از مخالفت او بهراسید وگرنه در آتشی در خواهید شد که آتش گیره ی آن مردمانند و سنگ که برای حق ستیزان آماده شده است .


 
۲۶- مَعاشِرَالنّاسِ، بى ـ وَاللَّهِ ـ بَشَّرَالْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالْمُرْسَلینَ، وَأَنَا ـ (وَاللَّهِ) ـ خاتَمُ الْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ والْحُجَّةُ عَلى جَمیعِ الَْمخْلوقینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرَضینَ. فَمَنْ شَکَّ فى ذالِکَ فَقَدْ کَفَرَ کُفْرَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى وَ مَنْ شَکَّ فى شَىْ‏ءٍ مِنْ قَوْلى هذا فَقَدْ شَکَّ فى کُلِّ ما أُنْزِلَ إِلَىَّ، وَمَنْ شَکَّ فى واحِدٍ مِنَ الْأَئمَّةِ فَقَدْ شَکَّ فِى الْکُلِّ مِنْهُمْ، وَالشَاکُّ فینا فِى‏النّارِ.

[۲۶] هان مردمان! به خدا که پیامبران پیشین به ظهورم بشارت داده اند و همانا من فرجام آنان و برهان بر آفریدگان آسمانیان و زمینیانم ، آن کسی که راستی و درستی مرا باور نکند به کفر جاهلی گذشته در آمده و تردید در سخنان امروزم همسنگ تردید در تمامی محتوای رسالت من است و ناباوری در امامت یکی از امامان به سان ناباوری در تمامی آنان است و جایگاه ناباوران امامت ما آتش دوزخ خواهد بود .


 
۲۷- مَعاشِرَالنّاسِ، حَبانِىَ‏اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهذِهِ الْفَضیلَةِ مَنّاً مِنْهُ عَلَىَّ وَ إِحْساناً مِنْهُ إِلَىَّ وَلا إِلاهَ إِلاّهُوَ، أَلا لَهُ الْحَمْدُ مِنِّى أَبَدَ الْآبِدینَ وَدَهْرَالدّاهِرینَ وَ عَلى‏ کُلِّ حالٍ.

[۲۷] هان مردمان خداوند عز و جل از روی منت و احسان خویش این برتری را به من پیش کش کرده و خدایی جز او نیست . هشدار که تمامی ستایش های من در تمامی روزگاران و هر حال و مقام ، ویژه ی اوست .


 
۲۸- مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدى مِنْ ذَکَرٍ و أُنْثى ما أَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَبَقِىَ الْخَلْقُ. مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَىَّ قَوْلى هذا وَلَمْ یُوافِقْهُ. أَلا إِنَّ جَبْرئیلَ خَبَّرنى عَنِ اللَّهِ تَعالى بِذالِکَ وَیَقُولُ: «مَنْ عادى عَلِیّاً وَلَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى»، (وَلْتَنْظُرْنَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوااللَّهَ ـ أَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها ـ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ).

[۲۸] هان مردمان ! علی را برتر دانید که او برترین از مردان و زنان ، پس از من است تا آن هنگام که آفرینش برپاست و روزیشان فرود آید دور دور باد از مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن که این گفته ام را نپذیرد و بامن سازگار نباشد .هان! آگاه باشید جبرئیل سه بار از سوی خداوند خبرم داد هرکه با علی ستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد نفرین و خشم من بر او باد ، البته بایست هرکس بنگرد که برای فردای خویش چه پیش فرستاده پس تقوا پیشه کنید و از ناسازی با علی بپرهیزید ، مباد گامهایتان پس از استواری در لغزد و همانا خداوند بر کردارتان آگاه است .

ادامه دارد...

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ شنبه 15 تير 1392برچسب:خطبه غدیر - خطبه - غدیر - علی (ع) - امامت - ولایت - خلافت, ] [ 18:45 ] [ محمد سوداگر ]

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 9 خرداد 1392برچسب:قدرت کلام - کلام - بیان - باران - رعد و برق - رشد گل - صدا, ] [ 15:54 ] [ محمد سوداگر ]

پیش‌بینی شهادت «حجر بن عدی»

امیرالمومنین علی (ع) فرمود: «شگفت و تمام شگفت آن واقعه‌‌‏اى است که بین ماه جُمادى و ماه رجب واقع مى‌‏‌شود» و نیز گفته‏‌اند: «کدام شگفتى بالاتر از آنست که مردگانى بر سر زندگانى بزنند؟»

به گزارش فارس، حجر بن عدی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) و امیرالمومنین علی (ع) بود که چند روز قبل عناصر وهابی تکفیری در شنیع‌ترین اقدام خود با هدف دامن زدن به آتش تفرقه بین مسلمانان با حمله به مرقد مطهرش و تخریب ضریح و نبش قبر آن صحابی جلیل‌القدر، پیکر او را بیرون کشیده و با خود به سرقت بردند.

 این اقدام زشت و شنیع، صرف نظر از مسائل ناراحت‌ کننده آن، موجب شد بار دیگر، نام و یاد حجر بن عدی بر سر زبان‌ها بیفتد و حتی کسانی که این صحابی معروف پیامبر (ص) وامام علی (ع) را نمی‌شناختند وی را بشناسند. (عدو شود سبب خیر، گر خدا خواهد)

 

 یکی از علمای بزرگی که درباره شخصیت و کیفیت شهادت حجر بن عدی در جاهای مختلف سخن گفته، علامه سید محمد حسین طهرانی است. وی در کتاب امام شناسى جلد ‏12 صفحه 163 درباره حجر بن عدی می‌‌نویسد: در کتاب «معرفت و تاریخ» از نَسوَى وارد است که گفت: رَزین غافقى گفت: من از على بن أبى طالب علیه‌السّلام شنیدم که مى‏‌گفت: یَا أَهلَ العِرَاقِ سَیُقْتَلُ مِنکُم سَبْعَة بِعَذْراءَ، مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ أصحَابِ الأُخْدُود «اى اهل عراق بزودى از شما هفت نفر در عذراء کشته مى‌‏شوند، مَثَل ایشان مانند مَثَل أصحاب اخدود است». و حُجر بن عدى و اصحاب او در عذراء کشته شدند.

  حجر بن عدى کِندى کوفى از اعاظم اصحاب أمیر المؤمنین علیه السّلام و از ابدال آنهاست. در کیاست و زهد و عبادت، در عرب مشهور بوده است.

 گویند شبانه روزى هزار رکعت نماز مى‏‌گزارده است. اصحاب تراجم و رجال، حال او را مفصلًا بیان کرده‌‏اند.

از جمله ابن اثیر در «اسد الغابة» و ما اینک از «استیعاب» ابن عبد البّر أندلسى قدرى از حال و خصوصیّات وى را بیان مى‌‏نمائیم.

   حُجر بن عدى کندى از فضلاء اصحاب رسول خدا بوده و با وجود صِغَر سنّ از بزرگان آنها محسوب مى‌‏شده است.

  در جنگ صفّین ریاست لشکر کِندَه را داشت و در جنگ نهروان مَیسره لشگر أمیر المؤمنین علیه السّلام به دست او بود. چون معاویه به زیاد بن ابیه حکومت عراق و ماوراء آن را داد و زیاد از سوء سیرت و غلظت و تندى، آنچه در توان داشت ظاهر نمود، حُجر بن عَدى او را از ولایت و حکومت عراق خلع کرد و معاویه او را خلع نکرد و جماعتى

از اصحاب و شیعیان على علیه السّلام از حُجر پیروى نمودند. و روزى که زیاد در آمدن نماز تأخیر کرد، حُجر و اصحابش‏ او را با ریگ زدند.

زیاد جریان را به معاویه نوشت و او امر کرد تا حُجر را به نزد وى بفرستد. زیاد، حُجر را در زمره دوازده مرد دیگر که همگى در غلّ آهنین به زنجیر کشیده بودند با همراهى واثل بن حذجر حَضْرَمى به سوى معاویه ارسال نمود.

معاویه شش نفر از آنها را کشت و شش نفر را زنده نگهداشت و حُجر بن عَدِىّ در جمله آن شش تن بود که کشته شدند.

چون خبر به غلّ کشیدن حُجر و اصحابش توسط زیاد به عایشه در مدینه رسید، عبد الرّحمن بن حارث بن هِشام را به سوى معاویه در شام فرستاد و پیام داد که: الله الله فِى حُجر و أصحَابِهِ «خدا را خدا را در نظر بگیر درباره حُجْر و اصحاب او» ولیکن چون عبد الرّحمن بن حارث به شام رسید، دید که حُجر و پنج نفر از اصحاب او را کشته‏‌اند.

 عبد الرحمن بن حارث به معاویه گفت: حِلم ابو سفیان از تو درباره حجر و اصحابش در کجا پنهان شد؟

چرا آنها را در زندان‏‌ها حبس نکردى تا بدین وسیله آنها را در معرض مرض طاعون درآورى و بدینگونه بمیرند؟

معاویه گفت: چون مثل تو در قوم من پیدا نمى‌‏شد این فکر به نظر من نیامد.

عبد الرّحمن گفت: به خدا قسم که دیگر عرب براى تو حلمى را و رأى و تدبیرى را نمى‏‌شناسد. گروهى از مسلمانان را که به طور اسارت به نزد تو آوردند کشتى؟ معاویه گفت: پس من چکار کنم؟ درباره آنها زیاد به من نامه‌‏اى نوشت و امر آنها را تشدید مى‌‏کرد و متذکر می‌شد که آنها در حکومت من بزودى ایجاد پارگى و گسیختگى خواهند نمود که قابل وصله زدن نباشد. و پس از این جریان، معاویه به مدینه آمد و بر عایشه وارد شد. اوّلین سخنى را که عایشه با او گفت کشتن حُجر بود در ضمن گفتار طویلى که بین آن دو نفر جارى شد، و سپس عائشه گفت: مرا بر حُجر واگذار تا در نزد پروردگارمان ملاقات حاصل شود.

محلّى که در آنجا حُجر بن عدى و یارانش کشته شدند به مَرج عَذْراء معروف است. و چون خواستند گردن او را بزنند، دو رکعت نماز مختصر بجاى آورد و به کسانى که از اهل او حضور داشتند گفت: بعد از کشتن من، غل و زنجیر آهنین را از من بر ندارید و خونهاى مرا مشوئید، زیرا که من پروردگارم را بر این نهج ملاقات مى‌‏کنم.

  و از مبارک بن فضاله وارد است که مى‏گفت: شنیدم از حسن بصرى که چون نام معاویه و کشتن او حُجر و یارانش را برد، گفت:  وَیْلٌ لِمَن قَتَلَ حُجْراً وَ اصحَابَ حُجْرٍ «اى واى بر آن کسى که حُجْر را و اصحاب حُجْر را کشت».

  و احمد مى‏گوید: من به یحیى بن سلیمان گفتم: «أبَلَغَکَ أنَّ حُجْراً کَانَ مُسْتَجَابَ الدَّعْوَة» «آیا به تو رسیده است که

حُجر مستجاب الدّعوه بود»؟ قَالَ: نَعَمْ، وَ کَانَ مِن أَفَاضِلِ أَصْحَابِ النَّبِىِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ (وَ آلِهِ) وَ سَلَّمَ. گفت: آرى، و حُجْر از افاضل اصحاب رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم بوده است».

و ما از أبو سعید مَقبُرى روایت مى‏‌کنیم که گفت: چون معاویه حج کرد، به مدینه براى زیارت آمد و از عائشه اذن خواست تا براى ملاقات با او برود و عائشه به وى اذن داد. چون معاویه نشست، عائشه به او گفت: اى معاویه آیا تو خود را در امان یافتى که من در قصاص خون برادرم: محمّد بن أبى بکر کسى را در اینجا پنهان کرده باشم تا تو را بکشد؟

معاویه گفت: در خانه امان وارد شده‏‌ام. عائشه گفت: اى معاویه در کشتن حُجر و یارانش از خدا نترسیدى؟ معاویه گفت: کسى ایشان را کشته است که شهادت بر علیه آنان داده است.

 و از مَسروق بن أجْدَع روایت است که من از عائشه شنیدم که مى‏گفت: أمَا وَ اللهِ لَوْ عَلِمَ مُعَاوِیَة أنَّ عِندَ أهْلِ الکُوفَة مَنَعَة

مَا اجْتَزَا عَلَى أَنْ یَأخُذَ حُجْراً وَ أصْحَابِهِ مِن بَیْنِهِمْ حَتّى یَقْتُلَهُمْ بِالشَّامِ، وَ لَکِنَّ ابْنَ آکِلَة الاکبادِ عَلِمَ أنَّهُ قَدْ ذَهَبَ النَّاسُ، وَ أمَا اللهِ إن کَانُوا لِجُمْجُمَة العَرَبِ عِزّاً وَ مَنعَة وَ فِقْهَا. وَ لِلَّهِ دَرُّ لُبَیدٍ حَیْثُ یَقُولُ: ذَهَبَ الَّذِینَ یُعَاشُ فِى أکْنَافِهِمْ / وَ بَقِیتُ فِى خَلَفٍ کَجِلْدِ الأجْرَبِ  لَا یَنفَعُونَ وَ لَا یُرْجَّى خَیْرُهُمْ / وَ یُعَابُ قَائِلُهُمْ وَ إنْ لزمْ یَشْغَبِ  

  «آگاه باشید، قسم به خداوند که اگر معاویه در میان اهل کوفه عزّت و قدرتى را مى‌‏دانست چنین جرأتى را پیدا نمى‌‏کرد تا آنکه حُجر و اصحاب او را از میان کوفیان دستگیر کند و در شام آنها را بکشد. ولیکن این پسر خورنده جگرها (هند جگر خوار زوجه أبو سفیان، و مادر معاویه که در غزوه احد، جگر حضرت حمزه سیّد الشّهداء را جوید) دانسته است که مردم و شخصّیت‏‌ها همه از بین رفته‏‌اند (و کسى با شخصیّت باقى نمانده است). آگاه باشید سوگند به خداوند که حقّاً

آنها براى سران عرب مایه عزّت و بزرگوارى و فقاهت بودند. و خداوند بر لُبَیْد شاعر گذشته رحمت خود را چون باران ببارد که گفته است:

 1- «رفتند کسانى که در ظلّ وجود آنان مى‌‏توانستم زندگى کنم، و من باقى مانده‌‏ام در میان بازماندگانى که همچون پوست بدن حیوان جَرَب دار که مبتلا به مرض جَرَب و سودا و گال است مى‏‌باشند (یعنى آن کسانى که از گذشتگان مردند و از بین رفتند همچون حیوان صحیح و سالم و فربه‏‌اى بوده‏‌اند که از مزایاى آنها ادامه حیات مى‏‌دادم ولیکن این بازماندگان نه سلامتى دارند نه فربهى و همچون پوست شتر و گاو جرب زده هستند که انتفاعى ندارند).

  2- این بازماندگان و اخلاف گذشتگان، منفعتى نمى‏‌رسانند و انتظار خبر و رحمتى از آنها نمى‌‏رود، و اگر کسى در میان آنها سخن به حقّ بگوید مورد ملامت و عیب قرار مى‏‌گیرد و اگرچه تهییج شرّ و فساد نکرده باشد».

و در وقتى که خبر قتل حُجر بن عدى، به ربیع بن زیاد حارثى که از بنى حارث بود و مرد عالم و فاضل جلیلى بود و در خراسان از ناحیه معاویه عامل او بود رسید خداى عزّ و جلّ را به دعا خواند و گفت: «بار پروردگارا، اگر براى ربیع در نزد تو خیرى هست جان وى را به سوى خودت بستان و در این امر تعجیل نما». ربیع هنوز از نشیمنگاه خود برنخاسته بود که همانجا بمرد. و قتل حُجر بن عدى در سنه پنجاه و یک بوده است.

امیرالمومنین علی (ع) فرمود: شگفت از واقعه بین ماه‌های جمادی و رجب    

علامه طهرانی در کتاب امام شناسى  جلد ‏12 صفحه 180 می‌نویسد:  

«ابن شهرآشوب گوید: أمیر المؤمنین علیه‌السّلام در خطبه قَصیه گفته‌‏اند: الْعَجَبُ کلُّ العَجَبِ بَینَ جُمَادَى وَ رَجَبٍ.

و قوله علیه‌السّلام: وَ أَى عَجَبٍ أعْجَبُ مِنْ أموَاتٍ یضْرِبُونَ هَامَاتِ الاحْیاء

 «شگفت و تمام شگفت آن واقعه‌‏اى است که بین ماه جُمادى و ماه رجب واقع مى‌‏شود» و نیز گفته‏‌اند: «کدام شگفتى

بالاتر از آنست که مردگانى (کسی که در حقیقت قلبش مرده است) بر سر زندگانى (کسانی که در حقیقت زنده‌اند) بزنند؟»

أمیر‌المؤمنین علیه‌السّلام خبر دادند به کشته شدن جماعتى از اصحاب خود که از جمله آنان است: حُجْرُ بْن عَدى، رُشَید هَجَرى، کمَیل بن زیاد نَخَعى، مَیْثَم تَمّار، محمّد بن أکتَم، خالد بن مَسعود، حبیب بن مَظاهر، جُوَیرِیة بن مُسْهِر، عَمْرُو بْنُ حَمِق، قَنْبَر، مُذَرَّع و غیرهم و به اوصاف کشندگان اینها و کیفیت کشتنشان اشاره نموده‌‏‌اند.»

و نکته جالب این است که نبش قبر شریف حجر بن عدی نیز بین جمادی و رجب واقع شد!

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 17 ارديبهشت 1392برچسب:حجرابن عدی - صحابی - حق با علی است, ] [ 16:59 ] [ محمد سوداگر ]

 خفن‌ ترین جک‌های ترکی ، لری ، رشتی و ...

یک روز یه ترکه ...


اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛


خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛


یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش


و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو،


برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

یه روز یه رشتیه ...


اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛


برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد،


برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛


اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

یه روز یه لره  ...


اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛


ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود


و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد

یه روز یه قزوینی  ...


به نام علامه دهخدا ؛


از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

یه روز ما همه با هم بودیم ...،


فارس و آذري و كرد و گيلك و مازني و لر و بلوچ و عرب و تركمن و قشقايي و ...

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند ... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم !!!


و اینجوری شادیم !!!

این از فرهنگ ایرانی به دور است.


آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.


پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه 

آنقدر این مطلب را بخوانیم تا عادت زشت در خندیدن


به هموطن( آنکه در دیده ما جا دارد ) در ما بمیرد و با هم یکی باشیم مثل همیشه،


مثل زمان های سختی و مثل زمان های جشن و افتخار

پاینده ایران و ایرانی


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 7 فروردين 1392برچسب:جک , باهم بخندیم , بهم نخندیم , خنده , ایرانی , جک خفن , پیامک , ] [ 9:17 ] [ محمد سوداگر ]

قبولی سفارش کارت ویزیت از سراسر شهر مشهد و ارسال با پیک

این موسسه در نظر دارد جهت گسترش کار و رفاه حال همشهریان عزیز از طریق ایمیل و نظر گذاشتن سفارش کارت ویزیت قبول کند 

بدین صورت که شما عزیزان متن دلخواه کارت خود را به همراه توضیحات جانبی از قبیل رنگ کارت یا داشتن عکس دلخواه برای ما ایمیل کرده و یا در قسمت نظرخواهی همین مطلب می گذارید و پس از طراحی ، کارت خود را در سایت می بینید و پس از تایید ، کارت چاپ شده و به آدرس شما ارسال و هزینه دریافت می گردد

 

قیمت کارت ویزیت های گوناگون جهت اطلاع شما

 

 

کارت ویزیت با سلفون براق       1000 عدد      00000    تومان

کارت ویزیت با سلفون مات       1000 عدد      00000    تومان

کارت ویزیت دورو     با سلفون مات       1000 عدد      00000    تومان

کارت ویزیت کتان                    1000 عدد      00000    تومان

کارت ویزیت دورو    کتان          1000 عدد      00000    تومان

لمینت   براق                        1000  عدد     00000   تومان

لمینت   مات                         1000  عدد     00000  تومان 

برچسب       1000 عدد      سانتی000   تومان

 

نمونه هایی از کارت های طراحی و چاپ شده توسط این موسسه

عکاسی و فیلمبرداری 

 کابینت سازی

داروهای گیاهی

عکاسی و فیلمبرداری

شیرینی سرا

کاشی و سرامیک

نمایندگی نوشابه

رادیاتورسازی

خیاطی

وانت تلفنی

مداحی

در ضمن طراحی و چاپ تقویم های اختصاصی 92 هم پذیرفته می شود بطور مثال نمونه ای از تقویم طراحی شده توسط این موسسه را که در اندازه 35*25 طراحی و چاپ شده را برایتان می گذارم

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->

 باز هم سلام در آستانه چهارشنبه آخر سال (چهارشنبه سوری ) هستیم 

ما ایرانی ها عجب رسوم زیبا و باهیجانی داریم اگر به آنها عمل کنیم و بجای مزاحمت برای دیگران و شادی کاذب همه باهم شادی کنیم . بکوری چشم آنانی که ما ایرانیان شیعه را آدمهایی غمگین و دائماً در عزا می دانند مطلبی را درباره چهارشنبه سوری می آورم امیدوارم خوشتون بیاد .

زردی من از تو       سرخی تو از من

آداب و رسوم چهارشنبه سوري

  

آخرين چهارشنبه اسفند ماه هر سال شمسي که ايرانيان در شب آن جشن چارشنبه سوري ميگيرند و آداب و رسوم خاصي را در آن شب برگزار ميکنند. جشن چارشنبه سوري که از جشن هاي ملي و باستاني ايرانيان است و هنوز در بسياري از شهرها و روستاهاي ايران شب اين روز را بطرزي خاص جشن ميگيرند. سعيد نفيسي استاد دانشگاه تهران در شماره 11 سال اول و شماره 1 سال دوم مجله مهر درباره «چارشنبه سوري » مقاله مفصل و محققانه اي نوشته اند که قسمتهايي از آن را در اينجا نقل ميکنيم : چهارشنبه سوري يعني چهارشنبه عيش و عشرت و ميرساند که اين شب را براي جشن و سرور بنياد گذاشته اند. اين جشن ملي از قديمترين زمانهاي تاريخ در ميان ايرانيان بوده است ... شب چهارشنبه سوري در ايران آئين خاص و تشريفات گوناگون دارد که هر يک از آنها را در ناحيه ديگر ميتوان يافت .آئين چهارشنبه سوري يا شب چهارشنبه آخر سال بر دو قسم است يک قسمت از آن عمومي و مشترک ميان تمام مردم ايران است که حتي بعضي از آنها را در ملل ديگر نژاد آريا ميتوان يافت و قسمت ديگر آئين خصوصي است که مردم تهران بدعت گذاشته اند و از اينجا کم و بيش بشهرهاي ديگر ايران رفته است . آن قسمت از آئين اين شب که درتمام ايران معمول است از کرمان گرفته تا آذربايجان و از خراسان تا خوزستان و از گيلان تا فارس يعني تمام اين دشت وسيع که ايران امروز را فراهم ساخته است و زيباترين بقاياي ايران باستاني است در هر شب چهارشنبه آخر سال با شور و دلبستگي خاصي آشکار ميشود تمام مردم آذربايجان چه در شهر و چه در ده ها در آن شرکت دارند و حتي هنوز در ميان مردم قفقاز معمول است . ايرانياني که از ديار خود دور افتاده اند نيز آن را فراموش نميکنند و ايرانيان مقيم ترکيه و مصر و هندوستان نيز در جامعه خود اين رسوم و آداب را معمول ميدارند.
توپ مرواريد: در ميدان ارک طهران توپ کهن سالي بود که مدت صد سال بر فراز صفه اي جاگرفته بود و چون پيران زمين گير از جاي خود نمي جنبيد - شبهاي چهارشنبه سوري زنان و دختراني که حاجتي داشتند مخصوصاً آن زناني که در آرزوي شوي بودند از آن توپ بالا ميرفتند و بر فراز آن دمي مي نشستند و از زير آن ميگذشتند و در برآورده شدن آرزوي خود شک نداشتند و بچه هاي شيرخوار را که به اصطلاح «نحسي » ميکردند يا ريسه ميرفتند از زير توپ مرواريد و سر در نقاره خانه ميگذراندند. اين توپ را توپ مرواريد ميناميدند و افسانه هاي گوناگون در حق آن ميگفتند.
آتش افروختن : زيباترين و شايد قديمترين آداب چهارشنبه سوري آتش افروختن و جستن از آن و شادي کردن در کنارآتش است ....
اينک تقريباً در تمام ايران شب چهارشنبه سوري توده هايي از بوته خودروي بياباني فراهم مي آورند و نزديک يکديگر قرار ميدهند زن و مرد و پير و جوان در صحن خانه يا در ميدانهاي عمومي و بر سر چهارسوها و چهارراههاي شهر و ده از روي اين اخگرهاي افروخته يکي پس از ديگري جستن ميکنند و در هر جستني ميگويند: «زردي من از تو سرخي تو از من » يعني زردي بيماري و ناتواني را از من بستان و سرخي و شادابي و تندرستي را که در خود داري بمن ببخش » پس از سوخته شدن خاکستري را که از آتش ميماند بايد در خاک اندازي جمع کنند و از خانه بيرون برند ودر کنار ديوار بريزند و آنکس که بيرون ريخته است در بازگشت در ميزند بايد از درون خانه از او بپرسند: «کيست ؟ » و او هم جواب دهد; «منم » گويند: «از کجاآمده اي ؟ » جواب دهد که : «از عروسي » بپرسند: «چه آورده اي ؟ » گويد: «تندرستي ».

کوزه شکستن : مردم طهران تا چند سال پيش که از سر در نقاره خانه بالا ميرفتند کوزه اي آب نديده با خود ميبردند و ازآنجا بزمين مي افکندند وميشکستند و کساني که بدانجادسترس نداشتند از بام خويش کوزه را بزمين مي افکندنداينکار در بسياري از نقاط ايران معمول است و عقيده دارند که بلاها و قضاهاي بد را در کوزه متراکم کرده اند و چون بشکنند آن قضا و آن بلا دفع شود...
آجيل : در شب چهارشنبه سوري آجيل خوردن از رسوم و آداب مخصوص است و مخصوصاً بايستي آجيل شور و شيرين باشد... در ميان زنان ايران در شب چهارشنبه سوري و حتي مواقع ديگري که کسي را مشکلي در پيش باشد و استجابت مرادي را بخواهد آجيل مخصوصي با آداب و حضور قلب خاصي معمول است که نذر ميکنند و داستان شيريني براي ابتکار آن ميگويند...
آجيل مشکل گشا از آداب خاص شب چهارشنبه سوري نيست ولي کساني که بدان اعتقاد کامل دارند گذشته از آنکه شب جمعه آخر هر ماه بدان عمل ميکنند شب چهارشنبه سوري نيز به آداب آن ميپردازند.
فالگوش : کساني که حاجتي دارند شب چهارشنبه سوري نيت ميکنند و بر سر چهارراهي يا اگر چهارراه نبود بر سر رهگذري به فالگوش ميايستند و نخستين عابري را که گذشت بسخن او توجه ميکنند و هر چه از دهان او برون آمد در استجابت مقصود خود به فال نيک يا به فال بد ميگيرند اگر آن نخستين سخن به اجابت آرزوي صاحب حاجت مطابق باشد آن آرزوي برآورده است و گرنه برآورده نيست . همين فال را ممکن است بر پشت در خانه اي يا در اطاقي گرفت و بايد آهسته بپشت درآمد و بي آنکه کساني که اندرون خانه يا اطاقند بدانند که کسي بر درايستاده است گوش فراداد و اولينسخني را که گفته ميشود در اجابت مقصود خود يا ناروا ماندن آن فال گرفت .
گره گشايي : کساني که بخت ايشان گره خورده و عقده اي در کارشان روي داده است چاره اي جز آن ندارند که شب چهارشنبه سوري گوشه دستمالي يا چارقدي يا گوشه ديگر از جامه خود و يا پارچه اي را گره زنند و بر سر راهي بايستند و از اولين کسي که بر ايشان گذشت خواستار شوند که آن گره را بدست خود بگشايد ممکن است قفلي را بر پارچه يا دستمال و يا گوشه اي از جامه بست و بر سر راه ايستاد و کليدآن را به نخستين کسي که از راه ميگذرد داد که با آن کليد قفل را بگشايد و عقده از کار فروبسته آن درمانده باز کند.
دفع چشم زخم و بخت گشايي : براي بخت گشايي در شب چهارشنبه سوري تدابيري معمول است و از همه شگفت تر آن است که به دبّاغ خانه ميروند و از آب دباغ خانه اندکي برميدارند و با خود بخانه مي آورند و براي گشوده شدن بخت بر سر ميريزند.
کندر و خوشبو: يکي از آداب چهارشنبه سوري آن است که زنان بر در دکان عطاري ميروند و از او «کندر وشابراي کارگشا» ميخواهند و تا عطار برود بياورد فرار ميکنند اين دکان بايد رو بقبله باشد سپس بدکان ديگري که رو بقبله باشد ميروند و «خوشبو» ميخواهند که مراد اسفند است و چون عطار پي آن برود باز ميگريزند و سپس بدکان سومي که رو بقبله باشد ميروند و مقداري کندر و اسفند ميخرند و در خانه براي دفع چشم زخم و حل مشکل خود دود ميکنند.
قليا سودن : يکي از وسايل دفع جادودر شب چهارشنبه سوري قليا سودن است اندکي قلياي خشک در هاون برنجين کوچکي ميريزند و هفت دختر نابالغ دسته ميزنند و با آب ميسايند و بر آن بول ميکنند و آن آب را در چهارگوشه صحن خانه اي که آن را جادو کرده اندميريزند و يقين دارند که بهمين تدبير جادو باطل ميشود.
آش بيمار: در خانه اي که بيماري باشد شب چهارشنبه سوري بايد در شفاي او کوشيد که بيماري او بسال ديگر نرسد براي اين کار آشي ميپزند که در ميان زنان به اسم «آش بيمار» يا «آش امام زين العابدين بيمار» معروف است بايد باديه مسين بدست گرفت و با قاشق بدرخانه اي يا به در اطاق همسايه رفت و چنانکه او نداند که اين خواهش از جانب کيست با آن قاشق بر آن ظرف مسين کوبيد و صاحب خانه يا اطاق وجداناً مکلف است که چيزي که بتوان در آش ريخت مانند آرد يا برنج يا غلات و بنشن و پياز و هر چه از اين قبيل در خانه موجود باشد و اگر نيست چند شاهي پول در آن ظرف بريزد. هر چه در ظرف ريخته ميشود بايد در ترکيب آش داخل شود و اگر پول در آن ظرف دريوزه گري ريختند با آن پول بايد لوازم آش را تدارک ديده و از آن آش بيمار را داد و بازمانده آن رابه تهي دستان رهگذر داد و همين آش هر دردي را شفا مي بخشد.


فال گرفتن با بولوني : يکي از شيرين ترين آداب چهارشنبه سوري که بيشتر جنبه بازي و تفريح گوارايي دارد فال گرفتن با بولوني است . بولوني کوزه دهان گشاد کوچکي است که درخانه هاي ما فراوان است و در آن ادويه خشک يا ترشي و مربا و غيره ميريزند زنان و دختران جوان گرد يکديگر جمع ميشوند و کوزه اي را مي آورند هر کس هر چه همراه خود دارد و نشانه اي از او بشمار ميرود در آن بولوني مي اندازد و اشعار مختلف در وصف الحال که بتوان بدان تفال کرد بر قطعه هاي کاغذ مينويسند و تا کرده در بولوني مياندازند سپس دختر نابالغي را ميخوانند و اودست در بولوني ميکند و پاره اي کاغذ را بيرون مي آوردو يکي از حاضران شعري را که بر آن نوشته است ميخواند سپس همان دختر يکي از آن اشياء را بيرون مي آورد و ارائه ميدهد و آن شعر که خوانده شده است فالي است که در حق صاحب آن نشاني زده اند در اصفهان يک سرمه دان ويک آئينه کوچک نيز علاوه بر آن اشياء دربولوني مياندازند و با ديوان حافظ تفال ميکنند يعني هر چيزي که از بولوني بيرون آمد براي صاحب آن فالي از ديوان حافظ ميزنند.

در زنجان : آتش افروختن ، فالگوش و کوزه شکستن معمول است و در کوزه شکستن اختصاصي که مردم زنجان دارند اين است که پولي با آب در کوزه مياندازند و ازبام زير ميافکنند. ديگر از خصوصيات مردم زنجان اين است که دختراني را که ميخواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار ميبرند و هفت گره بر جامه ايشان ميزنند و پسران نابالغ بايد آن هفت گره را بگشايند. يکي از آداب ديگر مردم زنجان اين است که از روزنه بخاريها يااجاقهاي خانه طنابي داخل اطاق ميکنند و بوسيله آن طناب چيزي طلب ميکنند صاحب اطاق مکلف است اولين چيزي که در دسترس او بود بر طناب ببندد و چون طناب را بالا کشيدند بوسيله آن چيزي که بر طناب بسته اند فال ميگيرند مثلاً اگر جاروبي بر طناب بسته باشند از آن فال بد ميگيرند که خانه خراب خواهد شد و خانه ايشان راجاروب خواهند کرد و اگر پاره ناني ببندند فالي نيک ميگيرند که وفور نعمت خواهد بود و اگر شيريني به طناب ببندند نشانه شيرين کامي است .


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->

 امروز روز ولنتاین اروپایی هاست ولی من چون این روز را به عنوان یک ایرانی قبول ندارم با افتخار به سرزمین مادریم و غرور از این که ایرانی و دارای پیشینه دیرین هستیم پیامک هایی درباره روز عشق ایرانیان « روز سپندارمذگان» ( که در تقویم قدیم ایرانیان پنجم اسفند و مطابق با 29 بهمن در تقویم های امروزی است ) می نویسم امیدوارم شما ایرانیان پاک سرشت خوشتون بیاد و ازشون استفاده کنید. 

گفتار نیک            پندار نیک            کردار نیک 

 کوروش کبیر :   راه در جهان یکی است و آن راه راستی است

 

 

امروز روز سپاس گذاری از خداوند است

زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن

تا با تمام وجود به او بگوییم

عشق من روزت مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
سلام درسته که نشد برات  هدیه و قلب و شکلات بخرم اما این اس ام اس رو برات بفرستادم تا بدونی همیشه دوست دارم

سپندار مذگان مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی . اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی. اگه شمع بودی روشن ترین بودی  و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی

سپندار مذگان مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
امیدوارم خرس زیبایی ها همیشه تو غار چشمات خونه کنه  روز عشق مبارک عزیزم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پارسال این روزا برامون پر بود از عطر شکلات و کادوو  عروسک   و شمع اما امسال نمیدونم روز عشق  رو  با کی جشن میگیری

.

.

.

هر جا و با هر کسی باشی دوستت دارم  سپندار مذگان مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی  روز عشق یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه

عاشقتم تا همیشه سپندار مذگان مبارک

واسه روز  عشق دوتا ستاره تقدیمت می کنم
یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه
یه ستاره پر امید واسه هر کی تو رو دید
سپندار مذگان مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مهم نیست ولـــ ـنتاین یا سپندار مذگان

هر دوبهانه اند برای اینکه به تو بگویم

.

.

.

.

بی بهانه دوستت دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سپندار مذگان روز دلباختگان ایرانی بر تو ای ایرانی عاشق مبارک باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میخواهم به یاد آوری چقدر به هم نزدیک هستیم

حتی با وجود فرسنگها فاصله چقدر به من نزدیکی

میخواهم بدانی  در این روز بزرگ سپندارمذگان به تو فکر میکنم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز روز عشق است

می دانی که من هر روز ،
با تو بودن را جشن می گیرم.

سپندار مذگان مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عزیزم با تو هر روز روز عشق است

سپندار مذگان روز عشق ایرانی  بر تو مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر اجدادمان میدانستند روزی خواهد امد که عاشقی چون من بیقرارت است به جای سپندار مذگان  روز آشنایی من و تو را روز عشق می نامیدند

سپندار مذگان مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای کاش هر روز  عشق و سپندارمذگان بود  نه به خاطر هدیه هایش به خاطر اینکه یادمان باشد که عاشقیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اسپندارمذگان خجسته  باد دوست من این دوستی برای من همانند گنج است و بهترین شادی ها را به من هدیه میدهد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برای سپاس تمام مهربانیهایت روز سپندارمذگان را برگزیدم  تا بگویم

برای تمام شادیهایی که با حضورت در قلبم

من هدیه کردی سپاسگذارم

روز عشاق ایرانی مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هیچ چیز تو را  ناراحت نکند  فقط شادی ها تو را احاطه کند دوستانت عاشقت باشند لطف خدا با تو باشد
اینها آرزوهایم برای تو در روز سپندارمذگان است

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

سپندار مذگان روز دلباختگان ایرانی بر تو ای ایرانی عاشق مبارک باد

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

میخواهم به یاد آوری چقدر به هم نزدیك هستیم
حتی با وجود فرسنگها فاصله چقدر به من نزدیكی
میخواهم بدانی در این روز بزرگ سپندارمذگان به تو فكر میكنم

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

می دانی که من هر روز ،

با تو بودن را جشن می گیرم.

خواهشی از تو دارم...

بیا عشق مان را "سپندار مذگان " هم جشن بگیریم.

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

عزیزم با تو هر روز روز عشق است

سپندار مذگان روز عشق ایرانی بر تو مبارک

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

اگر اجدادمان میدانستند روزی خواهد امد که عاشقی چون من بیقرارت است به جای سپندار مذگان روز آشنایی من و تو راروز عشق می نامیدند

سپندار مذگان مبارک

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

ای کاش هر روز ولنتاین و سپندارمذگان بود نه به خاطر هدیه هایش به خاطر اینکه یادمان باشد که عاشقیم

اسپندارمذگان خجسته باد دوست من این دوستی برای من همانند گنج است و بهترین شادی ها را به من هدیه میدهد

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

برای سپاس تمام مهربانیهایت روز سپندارمذگان را برگزیدم تا بگویم

برای تمام شادیهایی که با حضورت در قلبم

من هدیه کردی سپاسگذارم

روز عشاق ایرانی مبارک

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

هیچ چیز تو را ناراحت نكند فقط شادی ها تو را احاطه كند دوستانت عاشقت باشند لطف خدا با تو باشد

اینها آرزوهایم برای تو در روز سپندارمذگان است

 

واسه روز  سپندار مذگان دوتا ستاره تقدیمت می کنم یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه یه ستاره پر امید واسه هر کی تو رو دید  سپندار مذگان مبارک

………………………………….

عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنیای بزرگ تنهاییم تنها ترین باشی .  سپندار مذگان مبارک

………………………………

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .سپندار مذگان مبارک

…………………………………..

عشق شاید زود تو را عاشق و دلتنگ کند اما هرگز تو را سیر نمی کند. روز سپندار مذگان مبارک

…………………………….

عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنیای بزرگ تنهاییم تنها ترین باشی . سپندار مذگان مبارک

………………………………..

امیدوارم خرس زیبایی ها همیشه تو غار چشمات خونه کنه سپندار مذگان مبارک عزیزم

………………………………………

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی . اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی. اگه شمع بودی روشن ترین بودی  و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی سپندار مذگان مبارک

……………………………………

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق ، مرا در خود کشیدی برمودای من !!!

( سپندار مذگان مبارک )

 


ما با فرهنگ ترین مردم روی زمین هستیم 

با افتخار محمد سوداگر  26/11/91



موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 26 بهمن 1391برچسب:سپندارمذ - سپندارمذگان - اسفند - ولنتاین - کوروش کبیر - , ] [ 19:14 ] [ محمد سوداگر ]
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب

ورود اعضا:


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 7
بازدید دیروز : 3
بازدید هفته : 7
بازدید ماه : 165
بازدید کل : 68627
تعداد مطالب : 23
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1


Alternative content


center>body{cursor: url('http://LoxBlog.Com/fs/mouse/018.ani')}

فال حافظ